السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
287
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
بنابراين توضيح ، منظور از تأويل قرآن بيان همان معنى است كه نتيجه و برگشت كلى كلام خدا بر آن معنى باشد ، خواه به طور روشن و صريح كه هر آشنا به لغت عرب بتواند از ظاهر آن كلام ، همان معنى را درك كند و يا به طور مخفى و رمزى كه براى همه به جز اهل فن و متخصصين ( راسخون در علم ) قابل درك نباشد . و اما « تنزيل » آن هم مصدر باب « تفعيل » است ، از ريشهء « نزول » كه به معناى فرودآمدن و فروفرستادن مىباشد و كلمهء تنزيل گاهى در خود آن چه نازل شده است ، استعمال مىشود و با در نظر گرفتن همين معنى است كه در اكثر آيات قرآن منظور از تنزيل خود قرآن مىباشد ، مانند : إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ . « 1 » فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ . « 2 » لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ . « 3 » تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . « 4 » در اين آيه منظور از تنزيل ، قرآن است ولى گاهى هم به همان معناى اصلى و مصدرى خودش ( به معناى فروفرستادن ) استعمال مىشود ، گرچه اين فرستادن به عنوان قرآنى نباشد زيرا آن چه از طرف خدا نازل مىشود ، لازم نيست كه قرآن باشد ، چون گاهى ممكن است سخنى از طرف خدا نازل شود كه غير از قرآن باشد و قرآن ناميده نشود . بنابراين معنى ، اضافات تنزيلى كه طبق روايات مذكور در قرآن على ( ع ) وجود دارد ، شايد از اين گونه سخنان بوده است كه براى شرح آيات قرآن از طرف خداوند نازل شده است ، بدون اين كه جنبه قرآنى داشته باشد زيرا چنان كه گفته شد ، تنزيل بودن سخنى و از طرف خداوند نازل شدن آن ، قرآن بودن آن را لازم نگرفته است و روايات مذكور نيز به بيشتر از اين دلالت نمىكنند و تنزيل بودن برخى از اضافات قرآن امير مؤمنان ( ع ) را مىرساند نه قرآن بودن آن را . چنان كه در بعضى از اين روايتها چنين آمده است كه در قرآن امير مؤمنان ( ع ) نامهاى منافقين نيز ذكر شده است و لابد آمدن نام منافقين در قرآن آن حضرت به عنوان تفسير بوده است نه به صورت آيهء قرآنى .
--> ( 1 ) واقعه / 77 . ( 2 ) واقعه / 78 . ( 3 ) واقعه / 79 . ( 4 ) واقعه / 80 .